برای اخرت

بنام الله / هستی بخش انسانها /«اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»

برای اخرت

بنام الله / هستی بخش انسانها /«اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»

مشخصات حادثه کربلا


            مشخصات   حادثه کربلا



الف : روز عاشورای سال 61 هجری معادل 21 مهرماه سال 59 شمسی بوده است طول آن روز 13 ساعت و 38 دقیقه و لحظه‌ی شهادت امام حسین(ع) 2 ساعت و 48 دقیقه مانده به غروب آفتاب بوده است . روز عاشورای سال 61 هجری روز جمعه و در نتیجه روز ورود اباعبدالله به کربلا روز دوم محرم و روز پنجشنبه بوده است .

ب : سپاهیان مستقر در کربلا که از کوفه آمده بودند :

عمر بن سعد (ورود به کربلا روز سوم محرم ) 6000 نفر

سنان بن انس 4000 نفر

ثبت بن وبعی 4000 نفر

عروة بن قیس 4000 نفر

یزید بن رکاب کلبی 2000 نفر

نصرمازنی 2000 نفر

حصین بن غیر 4000 نفر

شمربن ذالجوشن (ورود روز نهم محرم ) 4000 نفر

جمع 33000 نفر

عمر سعد سنان ، ثبت بن ربعی ، عروه بن قیس ، در نوبت اول به کربلا آمدند و یزیدبن رکاب و حصین بن غیر و مازنی و شمر در مرحله بعد افزوده شدند .

پ‌ : مجموعه شهدای کوفه از یاران امام 138 تن بوده اند که 14 تن غلام بوده اند. شهدائی که در زیارت ناحیه مقدسه و برخی منابع دیگر آمده اند 82 تن که 17 تن آن ها بنی هاشم اند. در مجموع منابع 33 تن بنی هاشم معرفی شده اند جز 82 تن ،29 نفر دیگر در منابع متاخر ذکر شده است. یکی از مسائل رازآمیز کربلا، عدد مشهور 72 است بی شک یاران امام و شهدای کربلا بیش از این بوده اند برخی بر آنند که عدد 72 بر اساس سر هایی است که از تن جدا و میان قبایل تقسیم شد. آمار مشهور سرهای جداشده 78 نفر است که در روز یازدهم محرم یک روز بعد از عاشورا به ترتیب زیر تقسیم شد :

قیس بن اشعث رئیس قبیله بنی کنده 13 سر

شمر بن ذی الجوشن رئیس قبیله هوازن 12 سر (برخی بیست سر نوشته اند)

قبیله تمیم 17 سر

قبیله بنی اسد 16 (17 سر )

قبیله مذحج 7 سر

دیگر قبایل 13 (9 سر )

 ت : در روز عاشورا ، چند تن از شهدا با حضور مادر خویش به شهادت رسیدند

1-   عبد الله بن حسین (علی اصغر) مادرش رباب

2-   عون بن عبد الله بن جعفر مادرش زینب

3-   محمد بن عبد الله بن جعفر مادرش زینب

4-   قاسم بن الحسن مادرش مرحله

5-   عبدالله بن حسن مادرش بنت شلیل جبلیه

6-عبدالله بن مسلم مادرش رقیه دختر علی بن ابی طالب

7-محمد بن ابی سعید بن عقیل

8- عمرو بن جناده انصاری

9- عبد الله بن وهب کلبی مادرش ام وهب ( قمر)


ث‌ : پنج تن از اصحاب اباعبدالله از اصحاب رسول خدا بودند: 1- انس بن حارث کاهلی 2- حبیب بن مظاهر اسدی 3- مسلم بن عوسجه 4- هانی بن عروه مردای 5 – عبد الله بن یقطر حمیری

ج : پنج تن از یاران پس از امام حسین (ع) در کربلا به شهادت رسیدند : 1- سعدبن حرث 2- برادر سعد ابوالحتوف 3- سوید بن ابی المطاع 4 – محمد بن ابی سعید بن عقیل 5 – هفهاف بن منهد راسبی

چ : هفت تن در حضور پدرشان شهید شدند. 1- علی اکبر 2- علی اصغر 3- عمروبن جناده 4- عبد الله بن یزید 5- عبیدالله بن یزید 6 – مجمع بن عائذ 7- عبد الرحمن بن مسعود

ح: دو تن از یاران اسیر و شهید شدند : سوار بن منعم نهمی و موقع بن شماسه صداوی

خ: سر سه تن از شهدای کربلا را، پس از شهادت به جانب امام حسین پرتاب کردند عبد الله بن عمر کلبی عمربن جناده انصاری ، عابس بن ابی شبیب شاکری

د: امام حسین بربالین هفت تن از شهدا پیاده حاضر شد، مسلم بن عوسجه، حر بن یزید ریاحی، واضح رویی یا اسلم ترکی، عباس، قاسم، عبدالله بن حسن، عبدالله رفیع، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، زهر بن القین و جون غلام ابوذر

ر : جز خانواده حضرت اباعبدالله، چند تن از یاران اباعبدالله، همراه خانواده در کربلا حضور یافتند. عبدالله بن کلبی از منطقه برجعه همراه زنش هانیه و مادرش قمر ( ام وهب) به کربلا آمد و خود و همسرش به شهادت رسیدند . مسلم بن عوسجه اسدی ، با همسر(خانواده ) و کنیزش در کربلا شرکت کرد . جناده بن حارث(حرث) با همسر و فرزندش عمرو در کربلا حضور داشت.

ز : در کربلا پانزده تن از بردگان در رکاب امام عاشقانه جنگیدند و به شهادت رسیدند تنها یک تن از آنان پیش از عاشورا را به شهادت رسید .
1- نصر غلام امام علی
2- سعد غلام امام علی
3- حرث غلام حضرت حمزه
4- اسلم غلام امام حسین
5- قارب غلام امام حسین
6- سلمان غلام امام حسین (در بصره به شهادت رسید )
7- منجح غلام امام حسن مجتبی
8- جون غلام ابوذر
9- واضح غلام حرث سلمانی
10- شبیب غلام حرث جابری
11- شوذب غلام شاکر ( در غلام بودن او تردید است )
12- رافع غلام مسلم اذری
13-سالم غلام عامر عبدی
14- سالم غلام بنی مدینه

ژ : هفت تن ، پدر وپسر در رکاب اباعبدالله جنگیدندو به شهادت رسیدند
1- علی اکبر (علی ابن الحسین ) فرزند ابا عبد الله
2- عبد الله رفیع فرزند ابا عبد الله
(بر اساس قول مسعودی میان علی اصغر و عبد الله رفیع یک یا سه روزه فرق باید نهاد در آن صورت سه فرزند اباعبد الله به شهادت رسیده اند )
3- عمروبن جناده انصاری
4- عبدالله بن یزید بن ثبط عبدی
5- عبیدالله بن ثبط عبدی
6- عبدالرحمن بن مسعود
7- مجمع بن عائذ

س : یک تن از یاران امام حسین ، پدرش در جنگ صفین به شهادت رسیده بود وی عمار بن حسان طایی است.
ش : دو تن از یاران امام به نام های محمد و عبدالله ، پدرشان مسلم بن عقیل در کوفه به شهادت رسیده بود.
ص : سه برادر از فرزندان عقیل به نام های مسلم، عبد الرحمن و جعفر به شهادت رسیدند و سه برادر از غیر بنی هاشم به نام های قاسط، کردوس و مقسط فرزندان زهر ثعلبی در رکاب امام حسین جانفشانی کردند . سه برادر از فرزندان امام مجتبی به نام های ابوبکر ، قاسم و عبد الله از آرمان عمومی خویش دفاع کردند و جان باختند.

ض : شش برادر از بنی هاشم به شهادت رسیدند وامام حسین (ع) ، عباس (ع) ، جعفر ، عثمان ، عبدالله و ابوبکر
ط : شهیدان دو برادری ( دو برادر شهید در کربلا )

1-   علی اکبر و علی اصغر فرزندان امام حسین

2-   عبدالله و محمد فرزندان مسلم

3-   عون و جعفر (محمد ) فرزندان عبدالله جعفر و حضرت زینب

4-   عبدالله و عبد الحمن فرزندان عروه انصاری

5-   نعمان و حلاس فرزندان عمرو رابی

6-   سعد و ابو الحتوف فرزندان حرث انصاری

7- مالک و سیف (برادران ناتنی ) از جابریان

ظ : کودکانی که به سن بلوغ نرسیده ، در کربلا به شهادت رسیدند .
1- علی اصغر (علی بن الحسین ) بایر حرمله
2- عبد الله بن الحسین در گودال قتلگاه به دست بحر بن کعب
3-محمد بن ابی سعید به دست لقیط یا هانی
4- عمرو بن جناده انصاری در نبرد تن به تن
5- قاسم بن الحسن عمرو بن ازدی ( او را نوجوان دانسته اند او را تا 17 سال نیز ذکر کرده اند)

ع : امام در سوگ دو تن از یارانش که در کوفه شهید شده بودند سخن گفت : مسلم بن عقیل وهانی بن عروه
غ : دو زن در عاشورا ، در رکاب امام جنگیدند نخستین مادر عبد الله بن عمیر کلبی (ام وهب یا قمر ) بود و دومی مادر عمرو بن جناده انصاری

ف : پیکر چند تن از یاران امام قطعه قطعه شد، نخستین آنان سردار رشید کربلا، ابوالفضل العباس است که دست راست، سپس چپ و سرانجام سر از بدنش جدا شد پس از او، فرزند برومند امام، علی اکبر است که بدنش با ضربات شمشیر قطعه قطعه شد. سومین تن عبدالله عمرکلبی است که در جنگ تن به تن با سالم وسیار، ابتدا دست سپس ساق پا و آن گاه سرش جدا و به سمت امام پرتاب شد.


ق : تنها زن شهید در رکاب اباعبدالله، همسر عبدالله عمر کلبی است. این دو هفده روز پس از ازدواج به امام پیوستند و به کربلا آمدند و هر دو در کنار هم شهید شدند .


ک : روز عاشورا پنج بانو در میدان نبرد با دشمن سخن گفتند یا با دشمن رو یا رو شدند .

1-زینب کبری 2- مادر عمرو بن جناده 3 – همسر عبد الله بن عمر کلبی 4- مادر عبد الله بن عمر کلبی 5-کنیزک مسلم بن عوسجه پس از شهادت مسلم بن عوسجه

گ : در کربلا یک تن ایرانی به نام اضح رومی یا اسلم (سلیمان ) ترکی فداکاری کرده و به شهادت رسیده است .
ل‌ : از مجموع یاران امام حسین ،34 تن تبار یمنی و 18 نفر نزاری (از تبار نزار معد)بوده اند .در نتیجه حدود 25 درصد یاران اباعبدالله یمنی بوده اند که در کوفه و اطراف ساکن بودند .

م : جز بنی هاشم ، عمده ای یاران از قبایل بنی اسد، همدان، مذحج، خشعم، کنده، غفاری، ازد، تَیم طایی، تغلبی، حجهنی و تمیمی هستند .

>> نویسنده ای کتاب نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت بر اساس آمار مشهور 72 تن مینویسد : شهدای واقعه کربلا از هر دو گروه قبایل یمنی و نزاری تشکیل میشدند . بیست نفر از بنی هاشم یعنی 28 درصد آنان هجده نفر نزاری یعنی 25 درصد ایشان و 34 درصد شهدا یمنی هستند ( ر.ک نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت ، اصغر نشطر القائم ناشر نوشته ی کتب قم ، چاپ اول ، 1380 ، ص (30) <<
ویژگی های رزم و رزمگاه

در روز داغ عاشورا، در گستره ی حدود شش کیلومتر و در طول حدود هشت ساعت حماسه‌ی عظیم وبی‌بدیل حسینی رخ میدهد. ویژگیهای میدان را این گونه میتوان برشمرد.

-        زمین ،خارزار با پستی و بلندی

-        هوا صاف آفتابی و داغ

-         طول محور عملیات حدود 360 متر و طول جبه ی دفاعی 180 متر

-        تعداد خیمه های جبهه اباعبدالله حدود 60 خیمه و فاصله ی هریک 2 متر

-        فرمانده نیروهای اباعبدالله خود امام، پرچمدار ابوالفضل العباس ، فرمانده جناح راست زهر بن القین و فرمانده جناح چپ حبیب بن مظاهر

-  وضعیت دشمن حدود سی‌وسه هزار نفر نیرو ، باسواره وپیاده

-  فرمانده لشکر عمر بن سعد، پرچمدار لشکر عندم عمر سعد درید، فرمانده پیاده نظام ثبث بن وبعی ، فرمانده سوار نظام عروه بن قیس احمصی غزره بن قیس، فرمانده جناح راست (میمنه) عمرو بن حجاج (نگاهبان فرات هم هست.) فرمانده جناح چپ (میسره ) شمربن ذالجوشن

-        امکانات سپاه اباعبدالله ،اندک ،در محاصره ،فاصله با آب حدود 500 متر از نظرگاه موازنه‌ی قوا (تقریبا 400 نفر متقابل یک نفر)

- فاصله ی مقتل ابا عبد الله و مقتل علی اکبر 300متر ، فاصله ی مقتل الحسین و علی اصغر 150 متر

  فاصله ی مقتل الحسین و تل زینبیه 100 متر و فاصله ی مقتل الحسین و خیام 150 متر.

 

 

 

منابع :

-                                منتخب التواریخ ،ص 181

از ادم تا خاتم


بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 

 

از همان هنگام که آدم ابوالبشر در شعله پشیمانی سوخت  و گریه تجربه شد و همه اسماء حسنی را زمزمه کرد تا بــه " قدیم الاحسان بحق الحسین" رسید و اشک از نـردبان مژه هایش به پائین خزید و راز ایـن اشک را  از جبرئیل پرسید و او قصه ی عاشورای تو را گفت : نخستین مجلس سوگواری با مرثیه جبرئیل و گریه آدم بر پا شد.

هنگامی که نوح بر دوشهای موجهای کوه شکن، در دریائی بی ساحل پیش راند و به کربلایت رسید و جبرئیل سوگ تو را سرود، نوح نیز نوحه کرد و غمی سنگین بر قلبش پنجه درانداخت.

هنگامی که ابراهیم از قتلگاه اسماعیل بازگشت و جبرئیل قصه ی "ذبح عظیم" عاشورا را برایش سرود، ابراهیم نیز در هق هق گریه هایش گم شد. 

هنگامی که موسی به وادی مقدس رسید و صاعقه یک فریاد، فرمان توقفش داد که "اخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی " (کفشهایت را بیرون افکن که به پاکترین سرزمین رسیده ای ) شعله مقدس و جا ودانه تو پرده بر انداخت و تا نهایت تاریخ دامن گسترد و همه قلبها و قطبهای منجمد را به گرمی و تپش حیات خواند و کاروان خون او در رگ رگ اعصار دوید.

آری، اگر حضور روشن امام حسین (ع) در آفرینش نبود، امروز سفره باز نور در بوستانی نمی وزید.

اگر امام حسین (ع)  نبود درختان سر بالیدن نداشتند و بذرها در عطش رستن، سر بر آسمان نمی ساییدند.

اگر کاروان امام حسین (ع)  با 72 پرچم سرخ از شهیدستان عشق، کوچه های غفلت را نمی پیمود، خواب از نگاه غافلان زدوده نمی شد و فرشتگان زمین مقهور شیاطین می شدند.

اگر امام حسین (ع)  نبود کربلا حاشیه فرات و عاشورا روزی گمشده در تاریخ بود.

منتظران ظهور****ذکر روزهای هفته


منتظران ظهور


 



ایام هفته

ذکرروز

معنای ذکر

شنبه

یا رَبَّ العالَمین

ای پروردگار جهانیان

یکشنبه

یا ذَالجَلالِ و الاِکرام

ای صاحب شکوه و بزرگداشت

دوشنبه

یا قاضیَ الحاجات

ای براورنده

حاجت ها

یسه شنبه

یا اَرحَمَ الرّاحِمین

ای بخشنده ترین بخشندگان

       چهارشنبه

 

         یا حَیّ یا قَیّوم  ای زنده ای پاینده
      پنج شنبه  لااِلهَ اِلَّا الله المَلک الحقُّ المُبین  معبودی جز خدا نیست پادشاه حق آشکار

جمعه

الهم صل علی محمد و آل محمد

خدایا رحمت بفرست بر محمد و خاندان محمد

        هر ذکر در هر روز صد مرتبه

ذکر روزهای هفته


ذکر روز       شنبه           یا رب العالمین
                                     
ذکر روز       یکشنبه        یا ذالجلال والاکرام

ذکر روز       دوشنبه        یا قاضی الحاجا ت

ذکر روز       سه شنبه     یا ارحم الراحمین

ذکر روز       چهارشنبه     یا حی یا قیوم

ذکر روز       پنجشنبه       لا اله الا الله الملک الحق المبین

ذکر روز        جمعه           اللهم صل علی محمد و ال محمد


عباس

مناجات الذاکرین


 
 
مناجات الذاکرین

 

مناجات نامه

 

در یافتی از مناجات خمس عشره


 

(مناجات الذاکرین)


اِلهى لَوْ لاَ الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ اَمْرِکَ لَنَزََّهْتُکَ مِنْ ذِکْرى اِیّاکَ عَلى اَنَّ ذِکْرى لَکَ بقَدْرى لا

بقَدْرِکَ وَ ما عَسى اَنْ یَبْلُغَ مِقْدارى حَتّى اُُجْعَلَ مَحَلاًّ لِتَقْدیسِکَ وَ مِنْ اَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَیْنا جَرَیانُ

ذِکْرِکَ عَلى الْسِنَتِنا وَ اِذْنُکَ لَنا بِدُعاَّئِکَ وَ تَنْزیهِکَ وَ تَسْبیحِکَ...


خدای من!

اگر اطاعت امر تو نبود هرگز با کوره خاطر خویش بر ساحل دریای یاد تو گذر نمی کردم چرا که می دانم ظرف وجود من شایسته من است، نه بایسته تو.

 

و کاسه دل من به اندازه ظرفیت خویش از بحر تو آب ذکر بر می دارد، و نه به وسعت بی کرانگی تو.

 

و کجا پای ناتوان مرا قدرت نیل به شناختگاه مقام مقدس توست؟

 

خدایا!

هم یاد کردن ما تو را، لطف توست و هم یاد کردن تو، ما را.

 

خدایا!

همین که به اذن تو بر ذهن این ناپاک، یاد پاکی مطلق می گذرد


مرا بزرگترین نعمت توست و همین که این آلوده را نام

منزه تو بر زبان می رود مرا عظیم ترین لطف توست.

 

خدایا!

تو منزه تر از آنی که بر زبان ما به تنزیه بگذری.

 

و تسبیح تو برتر از آنست که تا اوج دلهای ما تنزل کند.

 

و تقدیس تو فراتر از آن که خود را به بالهای قلب ما بیالاید.


اِلهى فَاَلْهِمْنا ذِکْرَکَ فِى الْخَلاَّءِ وَالْمَلاَّءِ وَاللَّیْلِ وَالنَّهارِ وَ الاِْعْلا نِ وَ الاِْسْر ارِ وَ فِى السَّرّاَّءِ وَ الضَّرّاَّءِ وَ آنِسْنا بِالذِّکْرِ الْخَفِىِّ

وَ اسْتَعْمِلْنا بِالْعَمَلِ الزَّکِىِّ وَ السَّعْىِ الْمَرْضِىِّ وَ جازِنا بِالْمیزانِ الْوَفِىِّ...


اما خدای من!

ما را به خویش خوان در هویدا و نهان واز روشنای ذکرت بر ما بتابان، در صبح و شامگاهان.

 

و از زلال خاطره ات ما را بنوشان، در آشکار وپنهان.

 

و نسیم یادت را بر دلهای ما بوزان، در بهار وخزان.

 

خدای من!

میان ما و خویش الفتی نهانی ساز و پیوندی خفیه، و ما را توفیق تلاشی بی شائبه و صادقانه عنایت کن و کوششی که ما

را تا بوستان رضایتت برساند و از میوه پاداش تو، به ما بچشاند

ان الله علی کل شی قدیر

ای خداوند من ! ای کارساز مردم بی کس و ناتوان

 و ای سنگر حوادث سهمناک ...چون ما را تنها گذاری

که تواند یاریمان کند و چون تو ما را ناتوان خواهی کیست

 که ما را نیرومند گرداند ؟رشته همه اینها در دست توست

 و گریزگاه همه ما سوی تو .ما به ناتوانی خود اقرار می کنیم ...

 پس به آنچه وعده داده ای عطا فرما و آنچه را عطا کرده ای کامل کن

 .که تو بر هر چیز توانایی و این ها بر تو آسان است ...

ان الله علی کل شی قدیر

علت تجاوز به حریم خانواده ی ما



یکسالی بود که از اتفاق تجاوز به دختر اقای...  میگذشت


بعد از ظهر اتفاقی تو خیابون با هم روبرو شدیم


تا در خونه که هماسیمون بود همراه و همصحبت شدیم


 وقت خدا حافظی با اصرار از من خواست شام در خدمتشون باشم


من قبول نکردم


با صرار منو  دعوت کرد داخل 


بعلت رودروایسی قبول کردم  / درو باز کرد


با یک ا الله بلند همه را خبر داد که غریبه ای همراهشه


همسرش اومد تا در هال / تا منو دید دوید تو چادر سرش کرد


اومد سلام داد و خوشحال شد که منو همسرش به شام


دعوت کرده


رفتیم داخل وقت اذان بود / با اجازه صاحبخانه رفتم وضو گرفتم


ایشون هم وضو گرفتن  برگشتیم بعد اذان نماز را اقامه کردیم


دختر خانم ایشون که یه شلوار ساپورت و یه بلوز استین کوتاه


تنش بود و یه چادر توری برامون چایی اورد


این همون دختری بود که مورد تجاوز چند افراد شرور که حالا تو زندان هستن


قرار گرفته بود



تلوزیونشون هم از اون صفحه بزرگا بود زیرش هم دو عدد ریسیور ماهواره


وقتی تنها شدیم گفتم حاجی منو شرمنده کردی ممنونتم


بعد تعارفات گفتم اجازه هست کمی برادرانه با هم صحبت کنیم


گفت خوشحال میشم عباس اقا از فرمایشاتتون استفاده کنم


گفتم من کسی نیستم که بتونم کسی را نصیحت کنم چون خودم اختیاج به ناصح دارم


گفتم حاجی  من دیدم شما دوتا ریسیور دارید گفت بله یکی مال اروپا و امریکاست یکی هم مال  اسیا و افریقا


خدایی من  اینو نمیدونستم


گفتم حاجی شما رفتی زیارت حرم امن الهی ایا درسته با داشتن چند فرزند جوان در حد بلوغ در منزلت دوتا ریسیور داشته باشی


و خودت هم همراه با اونا بشینی این اراجیف کافران را گوش کنی


ایا فکر نمیکنی علت اون اتفاق که برای دخترتون افتاد باعثش همین ها نبوده


ایا این تذکری از جانب خداوند نبوده


حاجی سرشو انداخت پائین رنگش متغییر شد


گفت عباس اقا حق با شماست من تو زندگیم اشتباه کردم


هرچی خانمم گفت گوش کردم چون همیشه بخاطر این حدیث


که با اهل خونه مراعات و خوش رفتار باشید تا خدا شما را ببخشد


گفتم حاجی ایا هر خرفی هر کاری زنت گفت حتی نادیده گرفتن


دستورات خدا / باید انجام بدی/ شما که الحمدالله اهل قرانی


ایا داستان انهایی که به عذاب الهی دچار شدن بخاطر کفران نعمات الهی و دستورات الهی را نخوندی


حاجی ما از فرط خجالت گریه کردن / از من تشکر کردن که صادقانه باهاش خرف زدم


من هم عهد کردم برگشتم دو رکعت نماز شکر بخونم که تونستم با دوستم حرفی از خدا بزنم


که ازم ناراحت نشده


الان خدا را شکر این برادر بزرگوار من در زندگی خود تجدید نظر کرده و خدا را سپاس


زندگی خوبی را که هم خودشان راضی هستن هم خدای منان شروع کرده


ولا خوفن الیهم و لا هم یحزنون


ان الله رئوف بالعباد



عادت هست کارمان نه عبادت

عادت هست اعمالمان نه عبادت




اقا داشت پشت تریبون با یه لحن خاصی همه را دعوت به نماز خواندن میکرد


هی تکرار میکرد ای مردم باید نماز بخوانید


باید به فرزندان خود سفارش کنید نماز بخوانند


وقتی تمام شد و با صلواتی بر محمد و ال محمد خاتمه فرمایشات ایشون


هم مشخص شد / امد که بشیند


ازش خواهش کردم در کنار من بشیند که کار واجبی دارم


لطف کردن اومدن


بعد خوردن چایی و صفا دادن به گلویش


گفتم اجازه هست مطلبی را خدمتتون عرض کنم


گفت بفرما


گفتم اگر ناراحت هم شدی همینجا بهم بگو


گفت چشم


گفتم اقا شما چرا ایات الهی را تحریف میکنی


قیافه اش متغییر شد با لحنی  که معلوم بود خشمی در زیر چهرشان


هست گفت استغفرالله / عباس اقا این حرف چیه میزنی


گفتم امکان داره بنده به ایات الهی جاهل باشم و ندونم


میشه بفرمائید خداوند در کدام سوره و ایه فرموده نمازبخوانید


گفت در اکثر سوره ها


گفتم یعنی خداوند فرموده یا ایها الذین امنو قرات االصلاه


یه نگاهی بهم کرد سکوت نمود


گفتم عزیزم خداوند فرموده اقم الصلاه نه قرات االصلاه


شما ها ازبس گفتید نماز بخوانید


که به این روز دچار شدیم مگر نماز کتابست یا شعر است که خوانده شود


باید نماز را اقامه کرد تا رستگار شد


ما نماز را خواندیم و این بصورت یک عادت برامون شده که به این بدبختیها


دچار شدیم / فقر و فحشا و ناامنی در کشورهای اسلامی بیداد میکنه


ظلم ظالمان هرروز بیشتر  و حق را نا حق جلوه دادن و نا عدالتی روز افزون شده


ما نماز را خواندیم که اجازه دادیم هر متکبری هر عاشق دنیا برامون تصمیم بگیره


و همراه با کذابان و چپاول گران همراه بشه


نماز اگر اقا مه میشد هر خودسری نمیتوانست در مورد اسلام و امت اسلامی


خود را صاحب نظر بداند


نماز اگر اقامه میشد  فرزندان ما  عوض تقلید از کافران


از داشته های اسلام تقلید میکردن


کسانی که خود را به بزرگان دین منتسب میدانند


در جوامع دشمنان ما با ان وضع نا هنجار ظاهر نمیشدند


که هم ابروی بزرگی زیر سئوال برود هم مردم نسبت به اعتقادات


خود تجدید نظر بکنند و بدبین به اسلام عزیز بشوند


شماها روز قیامت در پای میزان الهی


باید جوابگوی این رفتار نا اگاهانه خود باشید


این عزیز من گریه کرد گفت عباس اقا بخدا قسم


احساس معصیت میکنم چشم روشمو عوض میکنم


در گفتار خود دقت میکنم


ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم


من الله توفیق


عباس





اشهد ان لا اله الا الله


اشهد ان لا اله الا الله



شهادتی که برای ایستادن بر کلمه لا اله الاالله  باید سر داد


یکی بودن خدا را  خواند تا فرزندان ما  بدانند 


در این دنیای بت‌ها و بتکده ها ابراهیم وار باید بود


که خدایش تنها «آن کسى است که زنده می کند و می ‏میراند.»


  تا بداند که هرچقدر هم فریاد انا ربکم الاعلی از هرسو سرداده شود


باید ازاده بودن و حسین وار بودن را فریاد کشید  و بود  ؛  


که زیستن اش با «نه» در برابر هر چه غیر او باید باشد.  


چرا که هیچ خدایی جز خدای یکتا نیست… .  


اشهد ان لا اله الا الله


عباس