برای اخرت

بنام الله / هستی بخش انسانها /«اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»

برای اخرت

بنام الله / هستی بخش انسانها /«اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»

علت تجاوز به حریم خانواده ی ما



یکسالی بود که از اتفاق تجاوز به دختر اقای...  میگذشت


بعد از ظهر اتفاقی تو خیابون با هم روبرو شدیم


تا در خونه که هماسیمون بود همراه و همصحبت شدیم


 وقت خدا حافظی با اصرار از من خواست شام در خدمتشون باشم


من قبول نکردم


با صرار منو  دعوت کرد داخل 


بعلت رودروایسی قبول کردم  / درو باز کرد


با یک ا الله بلند همه را خبر داد که غریبه ای همراهشه


همسرش اومد تا در هال / تا منو دید دوید تو چادر سرش کرد


اومد سلام داد و خوشحال شد که منو همسرش به شام


دعوت کرده


رفتیم داخل وقت اذان بود / با اجازه صاحبخانه رفتم وضو گرفتم


ایشون هم وضو گرفتن  برگشتیم بعد اذان نماز را اقامه کردیم


دختر خانم ایشون که یه شلوار ساپورت و یه بلوز استین کوتاه


تنش بود و یه چادر توری برامون چایی اورد


این همون دختری بود که مورد تجاوز چند افراد شرور که حالا تو زندان هستن


قرار گرفته بود



تلوزیونشون هم از اون صفحه بزرگا بود زیرش هم دو عدد ریسیور ماهواره


وقتی تنها شدیم گفتم حاجی منو شرمنده کردی ممنونتم


بعد تعارفات گفتم اجازه هست کمی برادرانه با هم صحبت کنیم


گفت خوشحال میشم عباس اقا از فرمایشاتتون استفاده کنم


گفتم من کسی نیستم که بتونم کسی را نصیحت کنم چون خودم اختیاج به ناصح دارم


گفتم حاجی  من دیدم شما دوتا ریسیور دارید گفت بله یکی مال اروپا و امریکاست یکی هم مال  اسیا و افریقا


خدایی من  اینو نمیدونستم


گفتم حاجی شما رفتی زیارت حرم امن الهی ایا درسته با داشتن چند فرزند جوان در حد بلوغ در منزلت دوتا ریسیور داشته باشی


و خودت هم همراه با اونا بشینی این اراجیف کافران را گوش کنی


ایا فکر نمیکنی علت اون اتفاق که برای دخترتون افتاد باعثش همین ها نبوده


ایا این تذکری از جانب خداوند نبوده


حاجی سرشو انداخت پائین رنگش متغییر شد


گفت عباس اقا حق با شماست من تو زندگیم اشتباه کردم


هرچی خانمم گفت گوش کردم چون همیشه بخاطر این حدیث


که با اهل خونه مراعات و خوش رفتار باشید تا خدا شما را ببخشد


گفتم حاجی ایا هر خرفی هر کاری زنت گفت حتی نادیده گرفتن


دستورات خدا / باید انجام بدی/ شما که الحمدالله اهل قرانی


ایا داستان انهایی که به عذاب الهی دچار شدن بخاطر کفران نعمات الهی و دستورات الهی را نخوندی


حاجی ما از فرط خجالت گریه کردن / از من تشکر کردن که صادقانه باهاش خرف زدم


من هم عهد کردم برگشتم دو رکعت نماز شکر بخونم که تونستم با دوستم حرفی از خدا بزنم


که ازم ناراحت نشده


الان خدا را شکر این برادر بزرگوار من در زندگی خود تجدید نظر کرده و خدا را سپاس


زندگی خوبی را که هم خودشان راضی هستن هم خدای منان شروع کرده


ولا خوفن الیهم و لا هم یحزنون


ان الله رئوف بالعباد



نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد