ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 |
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند ...
بَه چه پیری که دلش یاد جوانی میکند
دفتر باغ غزل را باغبانی میکند
با بساطی از کلام و واژه های آتشین
مجلس عشاق را هم میزبانی میکند
من بنازم آنکه با آن قلب عاشق پیشه اش
کاروان عشق را هم ساربانی میکند
در عجب ماندم در آن سن هم قلم در دست او
گرچه میلرزد ولی آتشفشانی میکند
در کهولت هم بنام زهره و پروین رخان
عاشق بیچاره را یکباره خانی میکند
سالها رفت و ولیکن آن سپهر بایگان
دفتر و دیوان او را پاسبانی میکند
شهریارا شعر " احسان " گرچه ناقابل ولی
از مقام شهریارت قدردانی میکند
ممنونم.زیباست
سپاسگزارم نادر عزیزم