برای اخرت

بنام الله / هستی بخش انسانها /«اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»

برای اخرت

بنام الله / هستی بخش انسانها /«اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»

کیش و چیش

کیش و چیش..........


خواجه نصیر الدین صبح بلند شد تا برای ادای

دوگانه صبح به مسجد برود.

وقتی دروازه را باز کرد دید بخاطر باریدن باران

گنجشکی خیس در کنج دروازه در حال لرزیدنه

اورا گرفته در زیر عبای خود مشغول خشک کردنش

شد.

وقتی جلو مصلا رسید گنجشک و با یه کیش پروند

مردمی که برای اقامه نماز درحال رفن به مصلا بودن

یهو بطر خواجه هجوم اورده / عبا / و امامه اورا برداشته

تکه تکه کردن . هرچی سئوال کرد چرا اینکارو میکنید

کسی جوابش نداد تا عصبانی شد . گفتند تو خدایی

گنجشگ افریدی

گفت عزیزان من من خدا نیستم این خیس شده بود

خشکش کردم کیش کردم تا بپره

دید مردم قانع نمیشن / اول صبح بجای اقامه نماز باعث

کفران شده / لذا همنجا مشغول چیش شد

مردم ازش دور شده بهش سنگ پرتاپ میکردند/ گفت

چرا میزنید / گفتند تو دیوانه ای

گفت نه خدا هستم نه دیوانه  


{  شما مردمی هستید که با یه کیش میائید و با چیش میروید }


اری مسلمان / اری منتظر ظهور سعی کن از این مردمان

نباشی که باید در محضر الهی جواب پس بدی


{عباس}


نظرات 2 + ارسال نظر
نادرحبیب الهی.ریش سفید یکشنبه 14 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 06:48 ب.ظ

ممنونم.عالی بودوپرمحتوا

سپاس حبیب خدا

یاسمین یکشنبه 14 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 09:52 ب.ظ http://donyayeyasamin.blogsky.com

آآآآآآآآآآآآآخییییییییییییییییی خیلی قشنگ بود داداش ممنون

سپاسگزارم اجی نازم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد