برای اخرت

بنام الله / هستی بخش انسانها /«اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»

برای اخرت

بنام الله / هستی بخش انسانها /«اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»

میخانه یا نماز خانه


  میخانه یا نماز خانه

عروسی دختر یکی از اشنایان بود ما را هم

دعوت کرده بود

تالار در جاده خروجی ارومیه به مهاباد بود

ساعت 9 رفتیم با دوستان گفتیم نماز بخونیم


بعد بریم سالن

سراغ نماز خونه را گرفتیم / پیدا نکردیم

رفتیم سراغ مدیر تالار/ ببخشید عزیز

نمازخونه کجاست ؟؟؟

گفت ببخشید ما نماز خونه نداریم / میخونه

داریم

از این گفتار مدیر متعجب و متحیر شدیم

ایشون که دید ما ناراحت شدیم /گفت ببخشید

ناراحتتون کردم / اون اتاقی را که میبینید

نماز خونه بود/ یه موقع فهمیدیم جوانا ریختن

توش دارن مشروب میخورن / ماهم درشو

بستیم.

برگشته رفتیم بیرو تالار / کنار بلوار پشت
 
ماشینها پتو انداخیتم نمازمونو اقامه کردیم

از ماست که برماست

{{عباس }}

نظرات 1 + ارسال نظر
نادرحبیب الهی.ریش سفید یکشنبه 14 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 12:56 ق.ظ

سلام عباس عزیزم.چون نیک نظرکردپرخویش درآن دید.
گفتازچه نالیم که ازماست که برماست

سلام مومن خدا الهی قربونت برم / بخدا خیلی با مرامی/ دوستتدارم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد