گورستان قتلگاه
عکس
«گورستان قتلگاه» در سال 1909 میلادی توسط «الاسایکس»
خواهر «پرسی سایکس» سرکنسول انگلیس در مشهد، عکس برداری شده است. این قبرستان کهن، موضوع اصلی چند عکاس مشهور نیز بوده است؛ عکاسانی مانند «جیانوزی» ایتالیایی و «عبداله قاجار» عکاسباشی سلطنتی. «فرخ سیستانی» از این نوع همدلی نامأنوس، در نهصد سال قبل در «غزنه» گفته است: "دلفروشان خراسان را بازار کجاست / تا دلی یابم از ایشان چو دل خویش مگر" گورستان قتلگاه بنا به روایاتی از زمان حضرت رضا(ع) تا اوایل دوران پهلوی قدمت داشته است تا اینکه در 1308 – 1309ش به هنگام احداث نخستین فلکه حضرت یعنی خیابانکشی دور حرم و طبرسی در دوران نیابت و تولیت «محمد ولیخان اسدی» تخریب گشت. به این ترتیب قسمت اعظمی از این گورستان از بین رفت و قسمت دیگری از آن که وسعت کمی هم نداشت، محصور گشته و در سال 1330شمسی، حجراتی برای طلاب در اطرافش ساختند و صحن آن نیز برای دفن اموات آماده شد که آن را "باغ رضوان" نامیدند. در عکسهای دیگر عکاسان که نامشان برده شد، گورستان خالی از مردم است اما در این تصویر سرزنده، مردم در دوگروه به صورت پیش و پس وجود دارند که صمیمانه به دوربین چشم دوختهاند. شاید دیدن یک بانوی فرنگی در هیبت یک عکاس اعجاببرانگیز و جالب بوده است. زمان عکسبرداری در فصلی گرم اتفاق افتاده است و چادرهایی بر سر مزارها به چشم میخورد که برای استراحت و یا مراسم برپا شدهاند. در پیشزمینه، یک فروشندۀ مواد غذایی نیز بین مردم به چشم میخورد. حضور دسته آدمها در پایین تصویر، با مجموعه حرم که در بالا قرار گرفته، توازنی عمودی، غیرمعمول و فوقالعاده پیچیده از نظر علم "زبان تصویر" تشکیل داده است که میتواند بحثی در تقارنهای نامعمول باشد. عکس از وضوح و عمق خوبی برخوردار است که پهنای نگاتیو شیشه و حساسیت بالا باعث آن بوده است. عکاس، سه پایه دوربین خود را بر پشت بام یکی از خانههای حاشیه قبرستان گذاشته است و با دقتی بیمانند، منظره جادویی مقابل را ثبت کرده است و ما امروز، از زاویهای که بهواسطه این عکس به ما تفویض میشود، از درون مردمک رنگین چشم عکاس، از روی شیشه مات دوربین تاشو قطع بزرگ، از روی آن پشت بام و در پسزمینه آرامستان ساده و سنگی، در خط افق، آرامگاه و بارگاه عظیم و بینظیری که همچون زیباترین بنای جهان رخ نموده است را به تماشا میایستیم. بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) در دل عکس چون آرزویی دستنیافتنی مینماید که در واقع اشارهای به ذهنیت عکاس دارد؛ زیرا که در آن زمان نمیتوانسته است به دلیل "ترسا" و اناثبودن به حرم نزدیک گردد. عکسی که جیانوزی حدود پنجاه سال قبل از همین آرامگاه برداشته است، پارادوکسی میباشد برای این عکس. زیرا وی برعکس الاسایکس، دوربینش را بر بام حرم گذاشته و گورستان را با ساختمانهای شهر که در افق دیده میشوند، ثبت کرده است و به دلیل استفاده از نگاتیو کاغذی، کیفیت غیرشفافی دارد. در آن تصویر هیچ آرزویی وجود ندارد؛ گورستانی مخوف در زمستانی سرد، با شهری کمرونق که از دور دیده میشود و تنها از مرگ سخن میگوید. سرزندگی و نگاه زنانه الاسایکس در دیگر عکسهایش از مشهد نیز دیده میشود؛ عکسهایی مانند: «دکان کوزهفروش» و «منظره رودخانه جاغرق» که حسی سرزنده، رویایی و جاودانه به بیننده القاء میکند. عکس : الاسایکس
|