برای اخرت

بنام الله / هستی بخش انسانها /«اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»

برای اخرت

بنام الله / هستی بخش انسانها /«اگر صدسال مانی ور یکی روز// بباید رفت از این کاخ دل‌افروز»

دلی گرفتم امشب به عاریت


                       دلی گرفتم امشب به عاریت
 



دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند


ما چون ز دری پای کشیدیم،‏کشیدیم
امید ز هر کسی بریدیم ،‏ بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه ی بامی که پریدیم ،‏ پریدیم

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم

کوی تو که باغ ارم و روضه ی خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم ، ندیدیم

صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوه ی یک باغ نچیدیم،‏نچیدیم

سر تا به قدم ،‏ تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم،‏رسیدیم

وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
آن نیست که ما هم نشنیدیم ،‏شنیدیم

وحشی بافقی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد